
آبروریزی از چیزاییه که زیاد برای من پیش مییاد. آبروریزی من فرق میکنه با اون حسّ شرمندگی که موقعی که در موقعیتهای نامناسب در برابر بقیه غافلگیر میشیم بهمون دست میده. اینی که من میگم یه نوع شرمندگی دربرابر خوده، یعنی اینکه رفتار خودمو نمیتونم برای خودم توجیه کنم، و در برابر رفتار سنجیدهی طرف مقابل احساس شرمندگی میکنم. این شرم درونی خیلی عذابآوره. ولم نمیکنه. و تنها راه برای تسکین دادنش، خوابه. خوابیدن و فکر نکردن به وقایع روزی که گذشت. اما حتی این خواب هم، خواب شیرینی نیست: خوابی با عرق شرم، و کابوسوار.