جام اول را لاجرعه، من سر کشیدم، و مرا از آن ساعت شوم، زخمهاییست نامرئی و تاولهایی عفنناک و شب صدای استمداد مردم سدوم و عموره، گاه نازل شدن عذاب، در گوشم طنین میاندازد. و در این جهان زخمی دردناکتر از زخم نامرئی و مرگی شومتر از مرگ بیمویه نیست.