
سنريو شعريست هفده هجايي كه "كاراي سنريو" (۱۷۱۸-۱۷۹۰) آنرا ابداع كرد. سنريو محدوديتهاي مضموني هايكو را ندارد و در آن اغلب از الفاظ عاميانه و زبان محاوره استفاده ميشود. در اين نوع شعر، از ناتوانيها و احساسات بشر با حالتي طنزگونه سخن ميرود.
از كاراي سنريو:
۱
حالا كه مرد فرزند دارد
همهي سگهاي محله را
به نام ميشناسد.
۲
راهب ذن
مراقبه را پايان داده
پي ككها ميگردد.
۳
بدون هيچ كلامي
خانه از آنش ميشود
زن.
۴
در هر زن زيبا
همسر مرد عيبهايي مييابد
به هر ترتيب.
۵
در تمام دهكده
تنها شوهر نميداند.
۶
اگر آراسته باشد
قصهها از او خواهند گفت
گيسوان زن بيوه.
۷
به سوي ماه پرتاب ميشود
بر چمن فرو ميافتد
دستهاي رقاصه.
۸
در كه باز ميشود:
وه! وه! وه!
صبح برفي.
۹
لباسشوي محله
گذران زندگيش
از چرك همسايگان.
۱۰
با عذر بسيار بابت بالهايش
پر ميكشد و ميرود
اردك.
۱۱
پيش از همه
پي ميبرد به عيبهاي داماد
خواهر جوانتر.
۱۲
پس از رفتن زن
صبح روز بعد
شوهر وقت بسيار صرف ميكند
براي يافتن هرچيز.
۱۳
مرد مجرد
فروتنانه سپاسگزار است
براي بخيهيي بر لباس.
۱۴
غافلگير حين ارتكاب جرم
سواره ميگريزد
دزد اسب.
چند سنريوي جديد:
حال كه كودكي دارد
از پيانوي خود راضي نيست
زن.
بازگشت به وطن با لهجهاي بيگانه
هرچه پنهانترش ميكني
نمايانتر است
واميدارد عروسك را
به نقش خواهر كوچكتر
تنها كودك خانواده.
بر قفسهي لباسها
يك عروسك
در خانهي نوعروس و تازهداماد
دستبهدست ميشود كودك
دايه ميماند و
آغوش تهي.
در آغوش پاسبان
دكان شيرينيفروش را نشان ميدهد
كودك گمشده.
پيدا شده در خانهتكاني بهاري اما
عزيزتر از آنكه دور ريخته شوند
اولين نامههاي عاشقانه
اسبي مشهور
از يادها رفته
در باغوحش
آواي جهيدن غوك، ترجمهي زويا پيرزاد
.........................................................................................................................................
ب.ت.به نظر شما كسي كه شب امتحان داره شعر ژاپني ميخونه، چهطور آدميه؟