من این مکالمهرو امروز به طور پنهانی شنیدم:
ـ خانومدکتر، حالبدی، چیزی شده؟
ـ نگران آهواَم آقا حشمت، مدرسه نمیره.
ـآره خانوم، فهمیدم، چرا از اتاقش بیرون نمییاد؟از اتاقش یه صداهایی مییاد خانومدکتر.
ـ...
ـ میگما خانومدکتر، عرذ! میخوام، نکته آهوخانوم تروریسته؟