تبليغاتX
Sound & Fury
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385


آقا‌حشمت‌‌جون‌م بعضی وقتا خدا می‌شه!
امروز خواستم باهاش حرف بزنم، گفت: "خانوم آهو، من نمی‌شنوم! لطفاً صدای بزرگتو به کار بنداز!"
گفتم آقا حشمت من از یکی خوشم می‌یاد،
گفت: "ای‌ی‌ی خانوم! کاش قبل از این‌که عاشق می‌شدم گرگ منو خورده بود."