تبليغاتX
Sound & Fury
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387


بعد آن همه‌سال، حالا خودش را آن‌چه بود می‌دید: انبوهی از مهارت‌های بی‌ارزش.  با دانسته‌های ناچیزی که حتی به‌حساب آوردن آن‌ها هم شرم‌آور بود؛ و خاطره‌هایی از تمامی گندهایی که بالا آورده بود. انتخاب‌های غلط و مسخره، حرف‌های بی‌معنی‌ا‌ى که در میان دیگران زده بود، فقط برای این‌که فضاهای خالی ترسناک بین افراد را پر کند، یا آن شادمانی‌های کوچک میان دوستان، که دقیقاً به رفتارهای کودکی در میهمانی می‌مانست.
"متوسط بودن بد نبود، اگر قصد داشتی متوسط باشی. فاجعه این بود که تو دوست داشتی فوق‌العاده می‌بودی، اما خیلی خیلی کوچک، و به‌غایت متوسط بودی. "