
مثل نگران بودن برای حادثهای نامعلوم، یا ترس از آزردهخاطر کردن دوستی، تسلسلی مدام از حقارت و غرور در ذهن، لبخندهای بیجواب، حس ناتوانی در برقراری ارتباط، نگرانی برای امتحان، دوست داشتن، شباهت افراد به شخصیت فیلمها و داستانها، ترس، شرم، ذوقزدگی از دیدن کسی، مرور برنامههای فردا، ترحم، دوستداشتن، دوستداشتن، دوستداشتن...
تمام افکار او همینها بود، مثل تمام آدمهای دیگر.