تبليغاتX
Sound & Fury
پنجشنبه یکم شهریور 1386


لقاء الحجیج


فیا لیتَ لیلی وافَقَت کُلَّ حَجّةٍ
قضاء علی لیلی و أنی رفیقُها

فتَجمَعَنا من نخلتَینِ ثَنِیّهٌ
یغُصُ بأعضادِ المطیِّ طریقُها

فألقاکِ عند الرّکن أو جانب الصفا
و یَشغَلَ عنّا أهلَ مکّةَ سوقُها

دیدار به‌حج‌رفتگان

-کاشکی لیلا به هر سالی قضای حج‌اش را به جا می‌آورد و من در این میانه همراهش بودم.
-پس ما را گذرگاهی باریک چون میان دو نخل در برمی‌گرفت آن چنان که اشتر به‌سختی از آن می‌گذشت.
-پس تو را به جانب رکن کعبه و یا به سوی صفا دیدار می‌کردم، درحالی‌که مردمان مکه به کار خود سرگرم بودند و ما را نمی‌پاییدند.
-پس من به دل‌دار می‌گفتم مرا از این خواری و زبونی رها کند و خواهش‌های مرا که به تعویق افتاده است، برآورده سازد.

قیس بن ملوح (مجنون)


از کتاب "غزالانی میان خلایق" به ترجمه‌ی استاد عبدالحسین فرزاد، نشر مروارید

اگر آدونیس می‌خوانید و نزار و غاده‌ السمان و درویش، این شعرهای کلاسیک را هم بخوانید. زمخت‌ند و خشن و گاه عاری از ظرافت، اما سادگی و برهنگی‌ احساس در این اشعار مرا به وجد می‌آورد.

پ.ن.کاشف به عمل اومد که تو کتاب سوتی هست و بیت چهارم شعر به عربی نیومده ولی فارسی‌شو نوشته. پیش میاد دیگه...