تبليغاتX
Sound & Fury
جمعه هفدهم آذر 1385


در توجیه پست قبلی می‌خوام این مسأله رو مطرح کنم:
امروز رفته بودم امتحان سنجش بدم، دم در حوزه ایستاده بودم و داشتم به داوطلبین امتحان نگاه می‌کردم. دخترا، دخترا، دخترا! درحالت‌های مختلف و جزو هر دسته‌ای که هستن حس اشمئزازو در آدم بیدار می‌کنن. دخترهایی که قیافه‌ی منظم و مرتب و رفتار ملایم دارن، دخترهایی که نازنازی و عروسکی‌ن، دخترایی که محترم، محجبه و باوقارن، دخترایی که تابلوئه ...‌ن! همه و همه باعث می‌شن از زندگی سیر شم. دسته‌ی آخرشم دخترای مثل خودم‌ن که می‌خوان بگن از این دسته‌های بالا نیستن. اُه اُه اُه... اینو یادم رفت بگم... دخترایی که احساس زن بودن می‌کنن و احساس می‌کنن هر انسانی‌رو با زنانگی‌شون مسحور می‌کنن. واقعاً چندش‌آورن! دخترا فقط عروسک‌ن هرکاری بکنن عروسکن. زنا هیچ‌چی نیستن جز موجوداتی که بی‌دلیل خودشونو مطرح می‌کنن. البته به نظر من. من قصد توهین ندارم مسلماً. (چون خیلی آدم درست‌وحسابی هستم، بله!)
من در مورد قابلیت‌ها و توانایی‌های معنوی و مادی زنا هیچ نظری ندارم.
نمی‌دونم می‌تونم منظورمو برسونم یا نه، ولی زنانگی برای من با جذابیت مبتذل تداعی می‌شه!