تبليغاتX
Sound & Fury
شنبه سی و یکم تیر 1385


اون جوجه‌ ادبیاتی که دوستاشو از بین نابغه‌ها انتخاب کرد... خاک به سرش! خیلی دلم براش می‌سوزه!

جمعه سی ام تیر 1385


مثل شال حریری، یک‌جا بند نیست، می‌لغزد و می‌رود.
کاش مثل شال، می‌شد دوباره برگردانی‌اش سرجایی که می‌خواهی!

دوشنبه بیست و ششم تیر 1385


تا به حال شده هيجده روز با يه نابغه هم‌کلاس باشی و تازه روز هجدهم به جا بیاریش؟
شده؟
آقای عامه‌پسند؟

چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385


باید آهو باشی، شونزده‌ساله، خسته، میگرنی، تنها، تا بفهمی سوز این زخم کهنه را که بی‌موقع سر باز می‌کند؟
نه! همین‌طوری هم می‌توانی بفهمی.

یکشنبه هجدهم تیر 1385


بزرگ‌ترین تجربه‌ی من از دوره‌ی تابستانی المپیاد ادبی اینه: از ادبیات متنفرم...! از ادبیات متنفرم!... از ادبیات متنفرم!